عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
223
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
وسيله نزديكيت به خدا مىباشد . 91 إنّ حلم اللّه تعالى على المعاصى جرّأك و بهلكة نفسك أغراك : براستى كه حلم و بردبارى خداوند تعالى تو را بر ارتكاب گناهان دلير و بى باك ساخته و بر هلاك نفست گولت زده است 92 إنّ أمرا لا تعلم متى يفجأك ينبغي أن تستعدّ له قبل أن يغشاك : براستى كارى كه نمى دانى چه موقع ناگهان بر تو مى تازد ( و چه وقت مرگ تو را از پاى در مى افكند بسيار بجا و ) سزاوار است كه پيش از آنكه تو را فرو گيرد بتدارك آن قيام و اقدام نمائى . 93 إنّ للهّ سبحانه عبادا يختصّهم بالنّعم لمنافع العباد يقرّها فى أيديهم ما بذلوها فإذا منعوها نزعها منهم و حوّلها إلى غيرهم : براستى كه خداوند سبحان را بندگانى است كه نعمتهاى خود را به آنها اختصاص داده است براى منافع بندگانش و ما دام كه آنها در كار بذل و بخشش اند آن نعمت در دست آنان باقى است همين كه آنها از دادن آن نعمت خوددارى كنند خدا هم آن را از آنها گرفته و به ديگران مى بخشد . 94 إنّ أحسن الزّىّ ما خلطك بالنّاس و جمّلك بينهم و كفّ ألسنتهم عنك : براستى كه نيكوترين روش آنست كه تو را با مردم آميزش دهد و در ميان آنها آراستهات دارد و زبان زشت آنها را از تو بگرداند . 95 إنّ المودّة يعبّر عنها اللّسان و عن المحبّة العيان : براستى كه زبان بيان كنندهء مراتب دوستى است لكن ظاهر حال محبّت درونى را بيان مى نمايد . 96 إنّ محلّ الأيمان الحنان و سبيله الأذنان براستى كه دل جايگاه ايمان و راه داشتن ايمان گوشها است . 97 إنّ لأنفسكم أثمانا فلا تبيعوها إلّا بالجنّة براستى كه براى نفوس شما مردم قيمتهايى است ( سنگين و گران ) آنها را جز با بهشت سودا نكنيد و نفروشيد . 98 إنّ من باع نفسه به غير الجنّة فقد عظمت عليه المحنة : براستى كه كسى كه خودش را به غير از بهشت بفروشد البتهّ رنج و اندوهش بزرگ خواهد بود